Saturday, August 28, 2010

راجع به زلزله هاییتی حرف میزد.. یادمه معده دردم شدید بود مامانم غر میزد تا عید دووم نمیاری اینجوری.. یادمه چقدر دوست داشتم قطع کنم.. چقدر حس میکردم خوشم نمیاد از حرف زدنش!

No comments:

Post a Comment