Wednesday, May 26, 2010

می خواهم بهت بگم اگه یه روزی خودت یه جا گیر کردی واقعن چی؟

ولی تو همه اینها رو بازی کردی واسه من

حتی دیشب

تقصیر من بود

این دفعه چیزی نمونده واسه م مایه بذارم برات.

متاسفم

من نمی دونم. نمی فهمم این چه گه کاری ایه که با تو..

خوب نیست اصلن..

خوب نیست.

Tuesday, May 25, 2010

من آدمه کارای نکرده بودم. حرفای نزده. من آدمه بودن نیستم. من می تونستم فقط نباشم برات.

[]

این دفعه که خواستم. این دفعه که من خواستم واقعن.

این دفعه چرا؟

نچسب به آدما

نمی خوان

خوششون نمی آد

اذیت میشن

خسته شون می کنی

بفهم تو رو خدا

Sunday, May 23, 2010

There is no commitment that make you obey
There is nothing that force you to believe
But if you do so,
But if you want it, if you play..
Then it’s on your own.
It’s all on your own.
فرقی نمی کنه کجا. وقتی می بینی اذیتت می کنه. بِگذر ازش. سخته.. مجبوری.. سبک ت می کنه ولی.
هیچی نیست خب واقعن. درد نداره که. بغض نداره که. می دونستی دیگه. خفه نباید بکنه که آخه.

Monday, May 17, 2010


she believes -in- you []

Sunday, May 16, 2010

نمی فهمم.خیلی سخت تر از قبل ئه.. حق بده.

Wednesday, May 12, 2010

بیا فرض کنیم من قانع شدم به نرفتن

با موندنم چی کار کنم؟!

فرقی نمی کنه.

Wednesday, May 5, 2010

چشم هام رو باز می کنم می بینم باز همین آدم هان، همین شهر، همینم باز. همین جام.