Sunday, October 31, 2010
Saturday, October 30, 2010
Friday, October 29, 2010
Thursday, October 28, 2010
Wednesday, October 27, 2010
Tuesday, October 26, 2010
Monday, October 25, 2010
Sunday, October 24, 2010
عکس:خودم!
نه درست می خونم نه می بینم. دستم مونده رو موس . با فضای آبی تصویر به خودم میام یه لحظه. سایه ها... جایی انگار نوشته "عکاس: ..." فقط حس می کنم دلم می خواد یه کاری بکنم انقدر خوب که بخوام پاش بزرگ بنویسم " :خودم" .
Saturday, October 23, 2010
Friday, October 22, 2010
Tuesday, October 19, 2010
این دوباره پیداش شده. دوباره همون حرفها. چندتایی آدم جدید بی دردسر هستن. تو این چند روزه دوباره مکالمه هام میکشه به "آیم نات اِ بیلیور!" . باید یه کارایی بکنم. این ساز مونده رو میز. کتاب باید بخرم. من همه ش فکر می کنم هماهنگ کنم یه روز باهات حرف بزنم یه کم. بعدش شروع می کنم. انتی بیوتیکها اثر کرده. صدام هم داره درست میشه. پنج شنبه عصر هم می تونم برم بیرون. من فکر می کنم باید ببینمت باز. باید حرف می زدیم.
[]
Monday, October 18, 2010
Sunday, October 17, 2010
Saturday, October 16, 2010
Wednesday, October 13, 2010
Tuesday, October 12, 2010
Monday, October 11, 2010
Sunday, October 10, 2010
Saturday, October 9, 2010
راجع به محسن حرف می زنیم. ته کشیدم. میگم زشته به خدا. میگم خب! میگم یه جوریه آخه. میگم باشه بهش فکر می کنم. میگم باشـــــه!!! زیر پتو که می خزم تازه می خوام بپرسم چرا تو نه؟میخوام بپرسم چرا من تونستم تو نه؟؟! می خوام بپرسم چرا؟ دوباره.
.
پی سی رو که روشن می کنم هیچی نیست. بلنکه بلنک. تا ویندوز بیاد بالا. یاهو. جی میل. بلاگر. ... ساین این که میشم. ... تو که نیستی. می خوام. .. ساین اوت می کنم. ... ارزش نوشتن نداره. کهنه ست. بو گرفته.
.
می شینم تو تاکسی. تکست جواب میدم. یکی دو تا زنگ می زنم. تاکسی از ونک که میگذره. فقط می خوام تا خونه میرسم باشی هنوز. ...
.
[]