Tuesday, October 30, 2012

وی کلوز اور آیز کاز وی کنت ر..

وقتی تسلیم میشیم.. اینو یادش رفته بود..

Monday, October 29, 2012

anything called nauseating ?
چرا نمی باره؟

: پرانتز باز؟ بستِه؟ فرار؟

جمع زدِه نمی شوند. (نقطه)

Sunday, October 28, 2012

و هنوز حس امنيت:|
دل قرص! خيال راحت! پشت گرم!!!آخه واقعن به چي هر بار تو آخرين لحظه؟!
 ساز دلم م كم اورده ديگه! انقدر نشونه ها كم ن گاهي..

Saturday, October 27, 2012

به دریا فِکن م ؟
تو وضعی که واسه دو روزه بعد هم نمیشه برنامه داشت! ...خسته میشیم.

Friday, October 26, 2012

Thursday, October 25, 2012

if we fail..?

اون چيزي كه اينجا معلقم نگه ميداره رو فقط بايد با خودش تجربه كرد! نه حتی ربطی به حسه خوب بارون.اين كه يه تجديد خاطره یه نفره نيست!
i came on ur demmand
don't give me false hope
we're back by big demand
don't give us false hope..

Wednesday, October 24, 2012

عجیب بود که دیروز دلم اون بشقاب سبزا رو می خواست. دو سه تا بشقاب و کاسه ی سبز خوب و شکننده واسه خودمون. که بشه کنار هم همه ی خوراکیهای دنیا رو تو ظرفهای گود بامزه خورد. هوام سرده. عجیبه که تو این سکوت. مساله اینه که داره سرد میشه و چیزایی که می بینیم به اون خوبی که می خواستیم یا باید پیش میرفت نیست. اما مهم نیست که به اینا داری فکر می کنی. مهم اینه که ته دل آدم تو همون لحظه -علی رغم همه فکرا و تصمیما و واقعیتای مسلم-  می تونه ساز خودش رو بزنه. و این قویه. خیلی قوی. کی می تونه بگه که یه روزی عجیب دیگه وجود نداره براش؟

Monday, October 22, 2012

I'll get off this boat in a m''inute
'Cause I know you'll be'' saf'er without me in it''
''
'
she's singing n i can't focus!

Sunday, October 21, 2012

خراب کردن یه چیز زیبا؟
خراب کردن هیچ چیز زیبایی..
چرا جلو رفتن انقدر تلخه؟

Friday, October 19, 2012

the ones, we miss, , ,  ,, ,, ,, ,, , ,, , ,,

Friday, October 12, 2012

بر گرديم به اون روزا؟

Wednesday, October 10, 2012

The first is the colors it brings to our lives,
But,
The second may- be- just- we- that let it fall..
Quotations
?

Saturday, October 6, 2012

autumn's here:)
بهش میگم نه امسال. توی تاریکی حتمن متعجب نگاه کرده که پس چی. میگم پارسال. شششش.ت. صدای خنده ش میاد. میگم شاید دو سه هفته ی دیگه. حالا تصویر یه روز بارونی. دستمال گردن چارخونه ی زرد. سیب های کوچیک خوش بو. خرمالوهای پشت پنجره ی ایون. اینا جلوی چشمش میاد.
چقدر دیگه مونده تا بیست روز دیگه؟