Saturday, December 27, 2008

جک استرا

انگار منتظر صفر شدن ساعت بود، گفت فردا شد، نمی خوای اونو عوض کنی؟
.نگاهی به ساعت انداختم و مکعب وسطی رو یه دور چرخوندم

Wednesday, December 24, 2008

اِیچ دی

.در دنیای بی کیفیتی زندگی می کنیم
.تا سنگفرش تازه ای، کادر خوبی، پرونانس درستی نباشه دیگه نمی خوام توش سهمی داشته باشم

Sunday, December 14, 2008

اِسکتچ


همانطور که به پشتی صندلی اش تکیه داده بود - زانوها را تکیه گاه دست ها کرد - در جای خود تکانی خورد - انگشتها را میان وزن صفحه ها راست کرد - فریاد زد: - چشم ها را بست

لبخند زد -
من یهودم! کنیزی که گناهم به گردن گیرد؟ -

Friday, December 12, 2008

دنباله

.32...31..30..30..22...16..11..9..6..4..2..1،باز از نو می شماری

درد

.فضاهای خوب اتفاقی نیست

Sunday, December 7, 2008

بازخورد


.سخت گیر تر که می شوی،خودخواه تر می شوم. خودخواهی من که سقفی ندارد، نگران تو و سخت گیری هایت می شوم گاهی

Friday, December 5, 2008

داون

".یا نیست یا اگر هست عادل نیست"

Thursday, December 4, 2008

سرازیری

.این روزها حسادت حسِ غالب است

فرآیند


مدتی یه کلید چراغ اتاق رو که می زنم فکر می کنه روشن شه یا نه.
جالبه هر دفعه هم آخرش تصمیم می گیره روشن شه!

Monday, December 1, 2008

حد

.آمدم بگویم وجه شباهت من به بیست ساله ها جز همین کپی چیست..مردک لبخندی زد
.. شماره پیگیری هم احتمالا برای روز دیگری بود
.کاغذ مچاله شده را در همان سطل پشت در اتاقش انداختم

Sunday, November 30, 2008

اندوه

.گفت بیا بریم بیرون یه دوری بزنیم
.نگاهی به بیرون انداخت و گفت اتفاقا هوا هم خوبه
.تا تاریک شدن هوا هیچ کدام دیگر حرفی نزدند

Saturday, November 29, 2008

حساب گر

.حقیقت های امروزت را با دست بشمار، از راست
.بعد معکوس شروع کن به دروغ، اگر به چپ رسیده بودی. دروغ بگو تا سبک شوی
.

.باران امروز مایل تر می بارید

Friday, November 28, 2008

لبخند


.این فضا که هی مه می کند و او که باز پشت این پنجره های مه کرده گم می شود.. پیدا می شود

Thursday, November 27, 2008

نگاتیو

هر سبک جدیدی یه راه تازه ست..
حالا چه دفعه اول باشه چه واسه چندمین بار یه راه تازه رو امتحان کنی.

Wednesday, November 26, 2008

ارتفاع

.زمانی هیچ چیز قطعیت نداشت حالا از نسبیت هم کاری ساخته نیستAdd Image

عارضه

"!حالا صدات قطع و وصلم که بشه، بغضت هم که واقعی باشه..بازم ککم نمی گزه"

سودوکامبوچای



کپک ارو از پشت پنجره بر می دارم، تو این چند روز کلونی های خوبی تشکیل شده. فکر می کنم میکروب شناس شدن بهتر از جانورشناس شدنه!

Tuesday, November 25, 2008

Monday, November 24, 2008

توافق

.فقط گاهی پای یک تِرد پارتی در میان است و گاه نه


Saturday, November 22, 2008

بیهوده

...

.

چشم که باز کردم یه چیزایی به یا د آوردم.. یادم اوومد فرزندی داشتم که خیلی خوب ساز دهنی می زد... باید پسر می بود و احتمالا چیزای زیادی بود که من و اون هر دو ازش لذت می بردیم ..بعد یاد روزی افتادم که تازه سوت زدن یاد گرفته بود...
...


.چشم که باز کرد عجیب دلتنگ کسی بود

Tuesday, November 18, 2008

تعادل

...

گره

.گهگاه همه چیز می پیچد به هم.. درست همین طوری

Monday, November 17, 2008

کم حوصله


.با همه بی خیالی های ملزومش... کارناوالی با لباس خانه

Thursday, November 13, 2008

شب

...تهی.. از شب

هم فکر

.خواست بگوید می فهمم.. مکثی کرد و گفت "چطور؟"

Tuesday, November 11, 2008

تعمد


واسه یه جشن با شکوه دو تا چیز لازمه.. من که هستم و تو که باشی! یبست و دو آبان امسال َم هستی دیگه؟
________________________________
PS.!فعلا کس دیگه ای نیست یه همچین چیزی به خوردش بدم
Add Image

Monday, November 10, 2008

...سسس

.نشسته ایم... نه به نظاره که به استهزاء


Tuesday, November 4, 2008

سایه


به صورتش که خیره می شدی آراامِ آرام بود اگر لب هایش نبود، آن طرف تر.. چشم هایی خسته از طوفان بر خاکستری سرد زمین جاری بود ..

نما

...

آکوئِریوم


پرسید شعرتان خوب است؟
!با صداقت و جسارت گفت مزخرف است
!لابه کنان گفت دیگر شعر نگویید
.خیلی رسمی جواب داد قول می دهم که نگویم
.دو مرد با فشردن دست یکدیگر قرارشان را قطعی کردند

Sunday, November 2, 2008

افق


.بهش گفتم این وسط فقط بدرقه جذبم کرد

لونِتیک

.حق با اون بود... به یه عمر دیدگاه ِ ش جهت می ده
_________________________
PS. For somebody new!

Saturday, November 1, 2008

هجوم


...این پاییز که عجیب بوی زمستان هشتاد و چهار می ده و فنجان نوشیدنی های گرم او که هی یخ می کند

Friday, October 31, 2008

استیصال یا استراتژی

...بیا یه مدت راجع به هیچ چی حرف نزنیم

Thursday, October 30, 2008

Tuesday, October 28, 2008

تکرار

...


گاه به این-افتضاحی- می اندیشم که-اگر- دنیایی به همین سیاهی از جنس آتش نیز ساخته ای-باشی- !
و چون روز را از آن بگیری ناگهان همه را تاریکی فرا گیرد...

Tuesday, October 21, 2008

کودکی


...از رنگ های کهنه

کودکی

...از رنگ های کهنه

سو

...

کنتراست

...

رکود

...بر بلنداي اين شهر.. ناقوسي

تار

...و صداي سه تار او که براي جهان زياد بود

لاتاری

.مثل مردی که چوب حراج می زند به جوجه هایش

Thursday, October 16, 2008

1307


There it is!the rainbow in my stomach..

Friday, August 1, 2008

Greenery..


again it's rainy here..

Thursday, June 26, 2008

Walkin' through...


The first seconds of the day; walkin’ right into the sunlight…all what acquiescin’ here!

Tuesday, June 10, 2008

3:34 am; Darkness


by words on air, poets by ink...


“Nor are values subjective states of mind that equate to individual choosing or the fulfillment of desire:…” … Nor are values subjective states ovvv…. Nor.. are.. values… subjectiv..How many times are we called?! How much it lost?..wait…what time is it now?! ….How much goes with it?!.....couldn’t stop it!!!... How much is gained?...where I lost it; couldn’t relive….and the music goin’ down;.

Thursday, May 22, 2008

Thursday, February 21, 2008

...

White Papers; Breath of the wind; Secret Garden playin’
...