بعد این همه "می فهمم. چیزی نیست. کاره دیگه نمیشه کرد"ها باید آرشیو رو اسکرول کنم واسه اینکه پیدا کنم ببینم چی بود اون راه حله فیلترش که یادم نمونده. بعد له میشم ازین همه مزخرفی که به خودم گفتم و میگم. ازین همه که پیش ش له شدم. ازین همه که واقعی بود. خیلی واقعی بود که این همه عذابم داد که چرا واقعی یه من حالا...اینجا..پیش اینه..که اگه نبود هیچ وقت این شکلی نمیشد.
شایدم تقصیره خودم بود.
شایدم این دفعه واقعن به خاطر این قرص ها بود.
شایدم تونستم خب یه مدت دیگه برگردم اینجا یه نگاه به اینها بندازم و لبخند بزنم. سبک باشم. زود باشه لطفن
No comments:
Post a Comment