Tuesday, August 31, 2010
نمی تونم کتمان کنم که خودم می فهمم گاهی که انقدر نا آروم هستم که به هر دری میزنم واسه پیدا کردنه صدایی، کلمه ای، نگاهی، حرفی که یه کم آروم م کنه فقط.
نمی تونم فراموش کنم صداهایی رو که دوستشون داشتم و به جایی رسوندمشون که تو همین شلوغی ها تو همین بهم ریختگی ها سرم داد زدن چته تو؟ چرا آروم نمی گیری یه لحظه؟
اما حسه خوبی که بعد خوندن یه نامه از کسی که کمتر میشناسمش و آرامشی که بعد سند شدن جواب ش دارم هم انقدر واقعی هست که نتونم راحت ازش بگذرم.
دکتر از اوضاع ت می پرسه شروع می کنی براش توضیح میدی که مرتب شده برنامه ت، میدونی آرت راک و کلسیک راک دوست داری، جز حالت رو خوب می کنه، بلوز کمتر گوش میدی، با جز می تونی فکر کنی می تونی فکر نکنی باهاش، بهش میگی با جز می تونی...
فرو میری تو صندلی ت میذاری خوب ور بزنه واسه خودش تو هم واسه خودت یکی از سانگهایی که دوست داری رو زدی رو ریپیت داری فرو میری اون تو.
Sunday, August 29, 2010
Saturday, August 28, 2010
Friday, August 27, 2010
Thursday, August 26, 2010
نه پیله کردن اینا هیچی نه - این خط که مامانم غر میزنه نندازم رو پیشونیم، سردرده که انقدر قدرت می گیره که بالا ابرو چپم رو گیج گام گره می خوره،پر حرف که میشم.. هیچ کدومه اینا نه!
ولی وقتی بابام سگ بودن م رو با لبخند به روم میاره حواست بهم باشه اگه 3 ثانیه تو چشام نگاه کرد دیدی که از تو منفجر شدم پاشیدم تو هوا..اگه دیدی نتونستم وایسم در رفتم. یعنی ریدم . یعنی داغونم واقعن.
Wednesday, August 25, 2010
بعضی وقتها یه اختلال لازمه. یه حمله ی عصبی. یه ضایعه ی مغزی که همه چی رو عوض کنه. فکرت رو. دیدت رو. علمیه. باور داریش. احتمال ش زیاده. می دونی. بهش فکر نمی کنی. ازین چیزاس که به خوردت دادن. همیشه هست. بعد یه جا میرسه که گیر کردی. یه دفعه یادش میافتی
اونجا زور میزنی بسازیش. یه محرک می خواد. یه تخلیه نا متعارف. یه تخلیه نا متعارف.
...
خوبه که تا تهش نفهمی اینجا آزمایشگاه نیست خودتم نمونه ی خوبی نیستی
اونجا زور میزنی بسازیش. یه محرک می خواد. یه تخلیه نا متعارف. یه تخلیه نا متعارف.
...
خوبه که تا تهش نفهمی اینجا آزمایشگاه نیست خودتم نمونه ی خوبی نیستی
Tuesday, August 24, 2010
جوابا رو اعلام کردن. آلرژیم عود کرده. صدام رفته . میوت شدم کاملن. گوشی رو گرفتم. میگه: با ما لج کردی چرا با خودت اینجوری کردی؟
من پاز زدم
منتظر جواب نیست. جواب ندارم. یه کم سفت وایمیسم تا یکی دو تا جمله دیگه م بگه.
...
من ریدم به زندگی م باز. خب. باشه. حالا تو بگو کله شق.
سه سال گذشته. بغض این هنوز بیخ گلومه. چند سال دیگه. یه جا دیگه میگم که داشتم خفه می شدم اون موقع که تو این دفعه برگشتی گفتی خودم کردم و میدونستی که من نکردم!
[]
تقویمم ریخته بهم. خودم. واضحه که تاریخ و این نوشته هم خونی نداره.
Monday, August 23, 2010
Sunday, August 22, 2010
روده ش رو داری قبل اینکه با زمان کمرنگ شه و وقت رفتن ش شه بهش بگی خسته ت می کنه با حرفای تکراری ش؟
که دیگه نشنویش؟ که بگی قید این لیژر تاک ها رو قبل سفرش زده بودی که درس و دانشگاه و دوری رو بهونه کردی هی تو جواب گریتینگ اب و هوا ایتلی رو پرسیدی ازش؟
روده ش رو نداری پاش نباشی و سر تکون ندی که اگه دل ش به این خوشه بذار باشه خب
می بینی؟ فرقی نداره. همه تو موقعیت های مشابه رفتارای یکسان دارن. این بیسه رفتارشناسیه. یادته؟ کتاب سبزه.واسه این میگم می فهمم این وضع رو. کلافه م فقط یه کم.
Saturday, August 21, 2010
Spencer is the story of the prodigal son: the wanderer returned from the wild beyond.
The song starts strangely in that the singer, who is not Spencer, claims that ‘this tune was compos-ed by Spencer the Rover’, yet the song proceeds in the third-person.
The origin of the song is unclear, like a lot of folk songs. But it is certainly northern English , as evidenced by the content.
The song starts strangely in that the singer, who is not Spencer, claims that ‘this tune was compos-ed by Spencer the Rover’, yet the song proceeds in the third-person.
The origin of the song is unclear, like a lot of folk songs. But it is certainly northern English , as evidenced by the content.
...
This tune was composed by spencer the rover
as valiant a man as ever left home
and he had been much reduced
which caused great confusion
and that was the reason he started to roam
..
and it's where the story begins:
: a wanderer returns where she belongs to.
بعد این همه "می فهمم. چیزی نیست. کاره دیگه نمیشه کرد"ها باید آرشیو رو اسکرول کنم واسه اینکه پیدا کنم ببینم چی بود اون راه حله فیلترش که یادم نمونده. بعد له میشم ازین همه مزخرفی که به خودم گفتم و میگم. ازین همه که پیش ش له شدم. ازین همه که واقعی بود. خیلی واقعی بود که این همه عذابم داد که چرا واقعی یه من حالا...اینجا..پیش اینه..که اگه نبود هیچ وقت این شکلی نمیشد.
شایدم تقصیره خودم بود.
شایدم این دفعه واقعن به خاطر این قرص ها بود.
شایدم تونستم خب یه مدت دیگه برگردم اینجا یه نگاه به اینها بندازم و لبخند بزنم. سبک باشم. زود باشه لطفن
شایدم تقصیره خودم بود.
شایدم این دفعه واقعن به خاطر این قرص ها بود.
شایدم تونستم خب یه مدت دیگه برگردم اینجا یه نگاه به اینها بندازم و لبخند بزنم. سبک باشم. زود باشه لطفن
Friday, August 20, 2010
Wednesday, August 18, 2010
Tuesday, August 17, 2010
نکته مشترک همه این هیت ترک ها اینه که همشون من رو عصبی می کنن. خوبه ها. آرومه. یه جا میرسه می بینم چند دقیقه از آهنگ گذشته من نشنیدم ش. آهنگ سوار گردنه منه دقیقن. سنگینه. قلبم تند میزنه. پام. این ترک ها رو هیچ وقت رد نمی کنم. نمی تونم یعنی. دست من نیست. تا جایی که دوباره ریتم ثابت میشه. موزیک قطع میشه.خودش میره ترک بعدی. منم انگار باری بوده که رو دوشم بوده، حالا برداشتن فشار رو. نفس م برمی گرده. واقعن. بعضی وقت ها ، وقتی ترکها کوتاهن. کل آلبوم میشه همین هیت ترکه. مثل این یکی.
Monday, August 16, 2010
Sunday, August 15, 2010
Friday, August 13, 2010
راحتم کرد وقتی گفت اگه می خوای از لیست منم پاک کن آی دی ت رو.گیج بودم ازین خوابها هنوز.وقتی برگشتم و تشکر کردم و ازش خواستم که خودش پاک کنه.خواستم بفهمه اگه داره ادعایی می کنه و منه گه جوابی ندارم واسه ش
منم جاش ازش خواهش می کنم که خودش این کارو کنه.
گفت "داون" و من فقط لبخند زدم. خودم بودم اون بدبختی که اون پشت نشسته بود. من با خودم کردم همه اینها رو.
منم جاش ازش خواهش می کنم که خودش این کارو کنه.
گفت "داون" و من فقط لبخند زدم. خودم بودم اون بدبختی که اون پشت نشسته بود. من با خودم کردم همه اینها رو.
Thursday, August 12, 2010
Wednesday, August 11, 2010
من اون شب قرار بود بگم دوست ندارم. اون موقع که گفتم "راحت باش" قرار بود بگم "دیگه" دوست ندارم.
که توام راحت شی. بدموقع زنگ زده بودی. بی دلیل برداشتم گوشی رو. خر شدم که حرف نزدم.
. قطع که کردم. صدات تو گوشم بود هنوز. خواستم جواب تکست رو بدم. تو گوشم بود هنوز اسمم.
بد موقع گفتی دوسم داری. خوب نبودم لعنتی. نذاشتی بگم دوست ندارم. چرت گفتم باز. گفتم منم. گفتم حتی اگه نباشی. گفتم راحت باش. باید می گفتم دیگه دوست ندارم. نذاشتی لعنتی..
صدات تو گوشمه هنوز ..
که توام راحت شی. بدموقع زنگ زده بودی. بی دلیل برداشتم گوشی رو. خر شدم که حرف نزدم.
. قطع که کردم. صدات تو گوشم بود هنوز. خواستم جواب تکست رو بدم. تو گوشم بود هنوز اسمم.
بد موقع گفتی دوسم داری. خوب نبودم لعنتی. نذاشتی بگم دوست ندارم. چرت گفتم باز. گفتم منم. گفتم حتی اگه نباشی. گفتم راحت باش. باید می گفتم دیگه دوست ندارم. نذاشتی لعنتی..
صدات تو گوشمه هنوز ..
Tuesday, August 10, 2010
نمی دانست از تهی شدگی گریه می کند یا از درد ... یکباره ته دلش خالی می شد و گریه می آمد می آمد ...می آمد ...بدنش را کرخ می کرد ، یخ می کرد ، و مزه ی تلخ و مهوع دهنش ، آزارش می داد . انگار در ساحل دریایی کف کرده ایستاده که همه ی ماهی هاش مرده و گندیده اند و باد بوی نعش را شلاق کش می آورد توی بینی اسفاری و او چاره ای ندارد جز نفس کشیدن ....
*
[]
*
[]
Monday, August 9, 2010
همیشه روزای داغون من، روزایی که تا ته تو گه فرو رفتم یکی پیدا میشه که با دوستش شرط بسته باشه من میشینم ترک موتورش.بعد من لبخندم هم میاد.امروز شوخیم هم گرفت. خوب بود اصلن امروز. عادی بود بابا. ولگردی امروزم خوب بود واقعن.خودم بودم عجیب. با کلی مسیره تازه.بدون کتاب فروشی و خیابونای شیب دار و کاغذ و کتاب و پاتوق دنجی که بشه دوباره بهش عادت کرد. یه نفره. بدون آهنگ حتی. با یه عالمه بار و بندیل امروز رو پله ی هر ساختمونی که جلوش درختی بوته ای ماشینی پارک بود، چیکار کردم؟...چه گهی خوردم امروز من؟ کافه ای هست اصلن دیگه؟شاید خواستم سرمو بندازم پایین برم یه ساعتی بشینم یه جا. ول که نمیشه گشت. شوخی م هم تموم میشه دیگه.این راپید مشکیه هم تموم شده. می نویسه.اعصاب خورد می کنه. یکی دیگه باید بخرم. دهنت بو گه گرفته تا حالا؟ تلخ شدی؟ من هنوزم میگم این آشغالا رو میزنم به دهنم مزه ماهی میدن.این بوی گه خفه م کرده. اینا تنهایی هم همین مزه رو میدن. دلت شعر خواسته تا حالا؟.
[]
لت هیم گو پیلیز.
[]
لت هیم گو پیلیز.
Sunday, August 8, 2010
Saturday, August 7, 2010
Monday, August 2, 2010
یه دفعه چشمت میافته به یه کم اون ور تر
می بینی کسی که فکرش هم نمی کردی هنوز درگیر یههمچین چیزی باشه نشسته تئوری می خونه بحث می کنه فکر می کنه واقعن
می بینی واقعیه انگار
دیگه من هیچی نیستم به هیچی اعتقاد ندارمه جواب نمیده
سوفسطاییا تموم شدن خیلی وقته مردن
آدمه گم شده تو این سالها توهم جرئت نکردی بگردی پیداش کنی یقه ش رو بچسبی بگی حالا چی؟ حالا که دیدی اینم؟ حالا که می دونیم همه اینا مزخرفن!حالا چی کار کنم با بقیه ش؟
حالا که مرده اون چیزی که تو ازش می ترسیدی! حالا تو بگو!
آدمه نیست
پشتیبانی نداره
نمیگه
من:
من چامسکی رو بهتر از دکارت می فهمم. خوب میگه. فکر کرده. دور نزده. حرف حساب زیاد زده.
چامسکی واقعی تر از دکارته. سردرد زبان داشته و ذهن ودنبالش که بری یه مشت معادله و کانیزمه که وجود دارن میبینی. دکارت ازوناییه که دردش رو پیدا کرده. سرگیجه هه رو خوب گفته. دکارت رو می خونی می بینی اه آره این منه که شک می کنه. کیف می کنی که به! چه خوب می فهمم این چیزی که دکارت بزرگ اینهمه کشت خودش رو تا پیداش کرد. حس خوب میده بهت. بعد باهاش میری جلو یه صندلی میذاره واسه تو. یکی بزرگ تر.. تو ذهن خودت واسه یکی دیگه حساب وا می کنه واسه ت. بعد دیگه کارش با همین 2 تاس. می چینه روش میره بالا. ایمانم میاری باهاش. ماورا هم نشونت میده..... دکارت ازیناست که نمی فهممش. ته حرفاش ولی واقعن همینه.
1
می بینی کسی که فکرش هم نمی کردی هنوز درگیر یههمچین چیزی باشه نشسته تئوری می خونه بحث می کنه فکر می کنه واقعن
می بینی واقعیه انگار
دیگه من هیچی نیستم به هیچی اعتقاد ندارمه جواب نمیده
سوفسطاییا تموم شدن خیلی وقته مردن
آدمه گم شده تو این سالها توهم جرئت نکردی بگردی پیداش کنی یقه ش رو بچسبی بگی حالا چی؟ حالا که دیدی اینم؟ حالا که می دونیم همه اینا مزخرفن!حالا چی کار کنم با بقیه ش؟
حالا که مرده اون چیزی که تو ازش می ترسیدی! حالا تو بگو!
آدمه نیست
پشتیبانی نداره
نمیگه
من:
من چامسکی رو بهتر از دکارت می فهمم. خوب میگه. فکر کرده. دور نزده. حرف حساب زیاد زده.
چامسکی واقعی تر از دکارته. سردرد زبان داشته و ذهن ودنبالش که بری یه مشت معادله و کانیزمه که وجود دارن میبینی. دکارت ازوناییه که دردش رو پیدا کرده. سرگیجه هه رو خوب گفته. دکارت رو می خونی می بینی اه آره این منه که شک می کنه. کیف می کنی که به! چه خوب می فهمم این چیزی که دکارت بزرگ اینهمه کشت خودش رو تا پیداش کرد. حس خوب میده بهت. بعد باهاش میری جلو یه صندلی میذاره واسه تو. یکی بزرگ تر.. تو ذهن خودت واسه یکی دیگه حساب وا می کنه واسه ت. بعد دیگه کارش با همین 2 تاس. می چینه روش میره بالا. ایمانم میاری باهاش. ماورا هم نشونت میده..... دکارت ازیناست که نمی فهممش. ته حرفاش ولی واقعن همینه.
1
Subscribe to:
Comments (Atom)
