Tuesday, August 23, 2011

گلوم پرِِ .

من تو استخونام ..

‌باید یه بار واسه همیشه این حسرت‌های بی‌موردِ پا در هوا رو فراموش کرد.

گفتی بی‌مورد؟ گفتی پا در هوا؟

‌واسه چیزهایی که نه تو می‌تونی کاریشون کنی نه من.

خب؟

واسه چیزایی که برا من اهمیتی ندارن.
گوش می‌دی؟ چون واسه من به کلی علی‌السویه‌س.
بالاخره یه روز باید بت می‌گفتم.
اونی که واسه من مهمه اون چیزیه که تو دستام دارمش. اونیه که با جُف چشام می‌بینمش .

(چیزی که می‌خواستم ازدهنت بشنوم. آدم حقیقتو وقتی تهِ وجودش مخفیه حس نمی‌کنه. اما وقتی بروز کرد چه وحشتناکه و پُرصدا! و از اون به بعد دیگه براش مهم نیست. حالا می‌فهمم!)

No comments:

Post a Comment