یه چیزی مثل حمایت. که اونسره دنیا بلیت گیرم نیومده باشه. پولم ته کشیده باشه. خسته باشم بخوام برگردم.نگه عب نداره. نگه نمیشه. برمیگردی. بپرسه کجام! بگه واسه کی! بدونم درستش می کنه. نه که من اینجوری همه راهی که تو پنج شش ماه رفته بودم رو یکی دو روزه برگردم برسم سرجای اولم. همون قدر آشفته. که یه چیزی بود که داشت میشد. بعد این همه وقت. توی خود من.
No comments:
Post a Comment