Friday, August 12, 2011

he's alive... that scares me..

واقعن مثه سوارکاری. اسب رو دوس داری. سواری ش رو. هیجان ش رو. به خودت میگی چیزی نیست از پس ش برمیای. اما پات که رو رکاب سفت میشه ... گرمه.. زنده ست.. به خودت میگی یه دور دیگه! چیزی نیست! عادی میشه! اما نمیشه.. می گفت این رکاب یعنی می ترسی. یپ. دتز ایت.

No comments:

Post a Comment