آ. می گفت گربه ها و دو ماه که بگذره و دلش/..
که عادت می کنه.
من/..
هیچ وقت گربه ها رو نمی فهمم.
آ. از غرور حرف میزد و می گفت نمی تونست قبول کنه که تو بند فقط بخونه/.
باید ساز می گرفت دستش.
من/..
صدای این پیرمرد رو گوش میکردم و فکر می کردم چه بد که من ازین یکی خوشم اومده/..
da-dwe-da-da-doo-da-ah
No comments:
Post a Comment