Sunday, August 21, 2011

من خواب برف دیده بودم. زیاد. بعد فرداش هی می خواستم براش تعریف کنم. حرفم زدیم اتفاقن. اما نمیشد که دیگه. چی می گفتم؟ می گفتم من این همه وقته یبس بودم حالا می خوام درستش کنم؟ نمیشد که. این همه وقت اذیتش کرده بودم-جای اون یکی-.

No comments:

Post a Comment