من داشتم دنبال چند خط چیزی که بشه خوند می گشتم. کتابام نیست. یه دفعه یاد جان شیفته افتادم. عجله داشتم. پنج شنبه ی شلوغی قرار بود بشه. بهش فکر نکردم. دانلود فصل اول تموم نشده بود. نمیدونم چی می خواستم. اما تو صد صفحه اول نبود. قسمت سوم رو که گرفتم خیلی دیر شده بود. رندوم چندتا جمله نوشتم و راه افتادم. آقای م نیست. ما نباید نگران باشیم. پنج شنبه ی شلوغی نبود.
...........
...........
No comments:
Post a Comment