Sunday, February 27, 2011

من داشتم دنبال چند خط چیزی که بشه خوند می گشتم. کتابام نیست. یه دفعه یاد جان شیفته افتادم. عجله داشتم. پنج شنبه ی شلوغی قرار بود بشه. بهش فکر نکردم. دانلود فصل اول تموم نشده بود. نمیدونم چی می خواستم. اما تو صد صفحه اول نبود. قسمت سوم رو که گرفتم خیلی دیر شده بود. رندوم چندتا جمله نوشتم و راه افتادم. آقای م نیست. ما نباید نگران باشیم. پنج شنبه ی شلوغی نبود.
...........

No comments:

Post a Comment