امروز بعد مدت ها شمردم. شاید برای اینکه اگه دفعه بعدی کسی پرسید چند وقته یه عدد داشته باشم که تحویل ش بدم. اما میدونم موقع ش که بشه باز میزنم زیر همه چی و مثل احمق ها با خنده می پرم وسط حوفش که چند وقته چی دقیقن؟
فردا صبح باید زود بیدار شم. حداقل تا یه مدت. شاید واقعن زیاد هم بد نباشه که از فرزان شماره ی یه دکتر خوب رو بگیرم.
می خواهم زود بخوابم. قرار بود بدون گریه. ولی فردا خیلی کار دارم.
...
No comments:
Post a Comment