دلم میخواد انقدر برف بیاد که هرچی نگاه می کنی سفیدی باشه. فردا صبح نتونیم هیچ دری رو وا کنیم. همه ی زندگی همونجایی که الان هست بمونه و یخ بزنه و تا چشم کار می کنه فقط سفیدی باشه. من تو تصورم لباسای گرم تنمه و تنها دلخوشیم گرمای لیوان چای دستمه و این فکر که فردا صبح وقتی از بالا داری پایین رو نگه می کنی هیچی نمیبینی. جز یه سفیدی هموار. که .. که نداره. داره. توضیح نداره.
No comments:
Post a Comment