i v e : : :
Friday, February 15, 2013
گفت گذشته و آینده رو بازی کردیم. حالا گفته زمان. یعنی بگذره. حال معلقی پیدا کرده.
حالا فرقش اینه بابا تیکه های خوش طعم ِ پرتقال رو میده دستم. تیکه های خوش طعمی که از غصه ی بی ما موندن ِ پرتقالهای خوش طعم فصلهای بعدی که دیگه هیچ کسی از منحصر به فرد بودن بو شون مثل ما به وجد نمیاد قُلُپ قُلُپ با اشک قورت شون میدم، خیلی تلخ ن.
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment