بعضی آدم ها رو دیدی مثلا وقتی ازشون ساعت می پرسی یه جوری جوابت رو می دن که انگار دارن می گن "متاسفم ولی یکی منتظرمه" بعد هرچی که مطمئن باشی طرف کل روز رو بدون اینکه عجله ای داشته باشه تو زاویه دیدت بوده اما باور می کنی حرفش رو. اینها آدم های مزخرفی هستن. آدمهای عوضی ای که تا لحظه انفجارشون تظاهر می کنن یکی دیگه ان یه جور دیگه ان و همیشه باعث می شن فکر کنی مزاحمی. بعد حادثه اتفاق می افته. صدای بوق یه راننده آشغال، موندن یه انگشت لای در، یه حرف بی موقع، یکی دو تا موضوع بی اهمیت که یه دفعه باهم همزمان میشه و همه چی گره می خوره تو هم و دیگه نمی شه تظاهر کرد. خسته ای و دیگه نمی خوای تظاهر کنی که هیچی نیست همه چی خوبه. دیگه اوون آدمه نیستی که بتونه اینجوری ادامه بده.
......
من اوون آدم عوضیه ام که از بالا به خودش نگاه می کنه و همه چی رو عادی می بینه. یه پراسس ساده تعریف کرده واسه خودش و هر از چندگاهی هر وقت اوضاع حسابی بهم ریخته س و می دونه کار دیگه ای از دستش برنمیاد ازش استفاده می کنه. واسه همین هیچ وقت طبیعی نیست. چون از ترس اینکه کنترلش کلن از دستش خارج شه تصمیم می گیره یه کم خریت کنه. یه کم زمان بده.
No comments:
Post a Comment