Saturday, October 9, 2010

راجع به محسن حرف می زنیم. ته کشیدم. میگم زشته به خدا. میگم خب! میگم یه جوریه آخه. میگم باشه بهش فکر می کنم. میگم باشـــــه!!! زیر پتو که می خزم تازه می خوام بپرسم چرا تو نه؟میخوام بپرسم چرا من تونستم تو نه؟؟! می خوام بپرسم چرا؟ دوباره.

.

پی سی رو که روشن می کنم هیچی نیست. بلنکه بلنک. تا ویندوز بیاد بالا. یاهو. جی میل. بلاگر. ... ساین این که میشم. ... تو که نیستی. می خوام. .. ساین اوت می کنم. ... ارزش نوشتن نداره. کهنه ست. بو گرفته.

.

می شینم تو تاکسی. تکست جواب میدم. یکی دو تا زنگ می زنم. تاکسی از ونک که میگذره. فقط می خوام تا خونه میرسم باشی هنوز. ...

.

[]

No comments:

Post a Comment