خسته. جلوی اینه. سرم رو می گیرم بالا کج می کنم یه کم. یادم میافته چند روزیه رفته جای قرمزی ش. آدمه تو آینه گذشته ازین روزا. یه جایی چند سال بعد وایساده دستش باز رفته تو موهاش گردنش رو گرفته این نقطه ی سیاهه رو گردنش رو برانداز می کنه. آدمه فردا
ارومه. لبخندش راحت تره. بدون اغراق دلش تنگ میشه واسه کسی که اینجا جا گذاشته. جا موند.
No comments:
Post a Comment