این دوباره پیداش شده. دوباره همون حرفها. چندتایی آدم جدید بی دردسر هستن. تو این چند روزه دوباره مکالمه هام میکشه به "آیم نات اِ بیلیور!" . باید یه کارایی بکنم. این ساز مونده رو میز. کتاب باید بخرم. من همه ش فکر می کنم هماهنگ کنم یه روز باهات حرف بزنم یه کم. بعدش شروع می کنم. انتی بیوتیکها اثر کرده. صدام هم داره درست میشه. پنج شنبه عصر هم می تونم برم بیرون. من فکر می کنم باید ببینمت باز. باید حرف می زدیم.
[]
No comments:
Post a Comment