Saturday, June 1, 2013

"
با دستاش انگشتام رو تاب ميداد لاي هم، ميگفت ميشه بافتشون
"
٢
"
خواب يه خونه ي قديمي رو ديددم، قديمي و معمولي، ج

No comments:

Post a Comment