Thursday, December 30, 2010

فکر می کنم تا حالا هیچ وقت نتونسته بودم کاری کنم که کسی اینجوری ازم بدش بیاد.

امروز.. تو همون خونه.. با هر حرکتی که می کردم احساس می کردم چقدر بیشتر منزجرش می کنم.
امروز خیلی جمله های اشنا شنیدم!خودم بودم که این حرفها رو میزدم.اما نه من هیچ وقت تلخی اینها رو حس نکرده بودم.

این کلید امروز تیشه بود..زدم از بیخ! زدم پای چیزی که همتون گفتین بزن.

امروز تاریخ نداشت.

No comments:

Post a Comment