همانطور که به پشتی صندلی اش تکیه داده بود - زانوها را تکیه گاه دست ها کرد - در جای خود تکانی خورد - انگشتها را میان وزن صفحه ها راست کرد - فریاد زد: - چشم ها را بست
لبخند زد -
من یهودم! کنیزی که گناهم به گردن گیرد؟ -
من یهودم! کنیزی که گناهم به گردن گیرد؟ -
خوشم میاد بازیگر نقش اول سوژه هات خودتی...
ReplyDelete[از آن وقت ها که پشیمان می شوی]
ReplyDelete:)
ReplyDelete..همون اول خواستم بگم
اما خب،بیا و سخت نگیر!