Sunday, December 14, 2008

اِسکتچ


همانطور که به پشتی صندلی اش تکیه داده بود - زانوها را تکیه گاه دست ها کرد - در جای خود تکانی خورد - انگشتها را میان وزن صفحه ها راست کرد - فریاد زد: - چشم ها را بست

لبخند زد -
من یهودم! کنیزی که گناهم به گردن گیرد؟ -

3 comments:

  1. خوشم میاد بازیگر نقش اول سوژه هات خودتی...

    ReplyDelete
  2. [از آن وقت ها که پشیمان می شوی]

    ReplyDelete
  3. :)
    ..همون اول خواستم بگم
    اما خب،بیا و سخت نگیر!

    ReplyDelete