" نمی دانم.. این رویاست؟ شاید رویاست، گمان نمی کنم.. بیدار خواهم شد.. در سکوت. دیگر نخواهم خوابید.. بازهم رویا.. پر از سکوت.. پر از زمزمه.. نمی دانم. همه ش کلمات. بیداری نه، فقط کلمات.. چیز دیگری نیست. باید ادامه داد، فقط همین را می دانم، "به زودی متوقف خواهد شد.." این را خوب می دانم.. حس می کنم.. رهایم می کنند.. رهایم می کند.. مرا رها می کند.. "
..
No comments:
Post a Comment